شناسه: 288059

تواضع و فروتنی

به روایت از محمدمیررفیعی : بعضی اوقات که با آقای حمامی در سنگر تنها می شدیم با یکدیگر صحبت می کردم یکبار به ایشان گفتم آقای حمامی مسئله ای برایم بوجود آمده است گفت بپرس گفتم چطور شد که شما به جبهه آمدی، ـ آقای حمامی قبل از اینکه به جبهه بیاید در جماران و در بیت حضرت امام خمینی خدمت می کرده است ـ همه آرزو دارند در کنار حضرت امام باشند، افتخاری است که نصیب هر کسی نمی شود آن وقت یک نفر که این سعادت را پیدا کرده است آن را رها کند و به جبهه بیاید نشان از گذشت و ایثار زیادی می باشد. آقای حمامی در حالی که لبخند می زد گفت نه، من فقط مدتی اینجا هستم، می خواهم اینجا خودم را صیقل دهم تا مخلص تر شوم و سپس برای همیشه خواهم رفت. ان موقع حرفهای این بزرگوار را نمی فهمیدم ولی حالا که به فیض عظیم شهادت نائل گشته است متوجه می شوم که آن روز به من چه می گفت وقتی گفت برای همیشه خواهم رفت فکر می کردم می خواهد دوباره به جماران بازگردد ولی اکنون متوجه شده ام که هدف او فقط شهادت بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه