عشق شهادت
به روایت از صغری تاجیک : روزی با اصرار مرا به خیابان برد و در مغازه گل فروشی مرا وادار کرد که گلی انتخاب کنم پس از مدت ها تردید گل لاله را برگزیدم. چهره شهید از این انتخاب چون گل شکفت و متبسمانه به حسن انتخاب من آفرین گفت. آن روز نفهمیدم نیت فرزندم چیست و ... اکنون هر وقت به آن گل می نگرم، درمی یابم که آن اقدام شهید تفألی بود که برای اطمینان از شهادتش زده بود و من بی خبرم از همه جا گلی را برگزیدم که سنبل شهادت بود.
ثبت دیدگاه