شناسه: 288308

قدرشناسی

حسینیان یادم است بار آخری که محمد حسین می خواست به جبهه برود خیلی ناراحت بودم دلم نمی آمد با او خداحافظی کنم خلاصه محمد حسین برای اینکه مرا از ناراحتی در آورده پسرم را داخل ساکش کرد و گفت : او را هم با خود می برم گریه ام گرفته بود گفتم: خودت می روی پسر را دیگر کجا می بری ؟ می خندید و ساک را ازمن دور می کرد به هر حال خدا حافظی کرد و رفت و دیگر او را ندیدم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه