شناسه: 288310

توصیه های شهید

زمانی که ارتفاعات الله اکبر دست ارتش بود ، ما در آن منطقه مستقر بودیم از بنی صدر دستور آمد که عقب نشینی کنید . نیروهای ارتش جلو مستقر بود و ما عقب تر بودیم . آمدند و موضوع را به ما گفتند .پسر عمویم محمد حسین گفت : آقا جان ما عقب نشینی نمی کنیم . شما می خواهید عقب نشینی کنید ولی ما هستیم . آنها وسایلشان را جمع کردند به راه افتادند که بروند محمد حسین جلویشان ایستاد و گفت : کجا می روید؟ گفتند : عقب نشینی می کنیم. اسلحه اش را برداشت و گفت : اگر شما بخواهید عقب نشینی بکنید همه تان را می کشم . وقتی عصبانیتش مقداری فرونشست گفت: می خواهید بروید اشکالی ندارد ولی مااین جا هستیم حتی اگر صدام بیاید مارا بکشد . این حرف باعث شد آنها به مقرشان برگردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه