حالات معنوی قبل ازشهادت
به روایت از فاطمه بربریان : فرزندانم مهدی و جعفر بعد از شهادت کاظم اسلحه ی او را برداشتند و به صف رزمندگان اسلام پیوستند . هر دو در عملیات آزاد سازی شلمچه شرکت داشتند . مهدی بعد از برگشت از عملیات برایم تعریف کرد و گفت مادر جان من در گردان اول که وارد عملیات شد شرکت داشتم بعد از مقداری پیشروی از ناحیه پا به شدت زخمی شدم . نمی توانستم راه بروم . به عقب برگشتم . در بین راه برادرم جعفر را دیدم مرا به پشت خود سوار کرد که ببرد . پشت خط یک وقت دیدم که جعفر شکل دیگری دارد . بسیار خوشکل و نورانی است . با خود گفتم خدایا چرا این داداش ما این قدر خوشکل و نورانی رفته . پرسیدم : جعفرجان تو چه کار کرده ای که این قدر خوشکل رفته اید ؟ گفت نمی دانم فقط این را می دانم که برادر دیگرمان سیدکاظم در عالم خواب مرا به پیش خود خواند . مرا به اورژانس رساند و خودش بعد از بوسیدن من به خط برگشت و داخلی مثلثی ها مفقود شد .
ثبت دیدگاه