شناسه: 288680

ناشیگری عمو

به نقل از برادرزاده شهید فضل الله کریمیان:کودکیم پر است از خاطراتی که با عمویم دارم در حالی که فاصلۀ سنی زیادی نیز با هم نداشتیم.
به یاد دارم، اصرارها می‎کرد تا پوشش و حجاب داشته باشم و من به دلیل اقتضای سن و اینکه هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم، پشت گوش می‎انداختم.
آن روز خانه مادربزرگم چه روز سرنوشت‎سازیی بود برایم. وقتی که عمو فضل‎اله آمد و رو به دختر عمه‎ام گفت: «قیچی را برایم می‌آوری؟»
انگار شصتم خبردار شد، تا خواستم فرار کنم، مرا گرفت و با نابلدی تمام موهایم را کوتاه کرد.
ناشیگری عمو کار دستم داده بود. برای فرار از آن اوضاع آشفته، رو آوردم به پوشش و حجاب.
کار آن روز عمویم محبتی بود که مدت‎هاست قدردان آن هستم و با خود می‎گویم عموی شهیدم چه لطف بزرگی در حقم انجام داد.
افتخار می‎کنم به پوششم که مسبب آن عموی شهیدم است.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه