شناسه: 288681

خاطرۀ آن روز

به نقل از برادرزاده شهید فضل الله کریمیان:هم جواری با خانۀ مادربزرگ، حسنی بود که مرا به آنجا می‎کشاند. آن روز با عموزاده‎هایم سرگرم بازی بودم که عمو فضل‌اله را در حالی که سرگرم کاریی بود دیدم. کنجکاو شدم و به سمتش رفتم.با دقت و ظرافت فراوان داشت چیزی را می‌چید.
پرسیدم: «عمو جان چه کار می‎کنی؟»
گفت: «عکسم را آماده می‎کنم تا وقتی در حجله‌ام گذاشتند، زیباتر جلوه کند.»
آن روز چه غمی بر دل و چهره‌ام نشست.
وقتی به عکس عمویم که چه هنرمندانه درون قلبی جا گرفته می‎نگرم خاطرۀ آن روز در پیش چشمم زنده می‌شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه