شناسه: 289945

خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2

به روایت از شهربانو چروی زمانی که به مکه مشرف شدم به خاطر اینکه او را نمی دیدم تا با او خدا حافظی کنم خیلی نارا حت بودم در آنجا خواب دیدم که محمد ابراهیم آمد وبه من گفت مادر جان چرا ناراحت هستید شما باید افتخار کنید ودر این مکان مقدس برای من دعا کنید نه اینکه ناراحت باشید وقتی شما گریه می کنید به من خرده می گیرند ونمی توانم به بیت الاحزان بروم خواهشی که از شما دارم این است که دیگر ناراحت نباشید وگریه نکنید چون اگر شما ناراحت باشید من هم ناراحت هستم در همین لحظه از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه