شناسه: 291688

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی علی اکبر تنورمال: یک شب در خواب دیدم که در یکی از میدان های شهر، چهار جوان با هم دارند با موتور دور می زنند که بین آن ها پسرم محمدحسین هم بود. بعد سیدی که شال سبز به سرش و یک شال سبز به کمرش بسته بود آمد و از تک تک آن ها سئوال می کرد که پسر کی هستی؟ وقتی نوبت به محمدحسین رسید پرسید تو پسر کی هستی؟ گفت: من پسر علی اکبر تنور مال هستم. که سید او را گرفت و با خود به طرف آسمان برد. فردایش که از سر کار برگشتم خبر شهادت محمدحسین را به ما دادند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه