اولين اعزام
راوی نصر الله نجف زاده: یکروز که شهید نقی زاده از چوپانی به روستا آمد به من گفت : می خواهم به جبهه بروم ،از ایشان سوال کردم چه شده که یکد فه به این فکر افتادی که به جبهه بروی ؟ گفت : زمان هل من ناصرأینصرنی امام حسین (ع) رسیده است . هر چه من به ایشان التماس کردم که علت رفتنت را به جبهه برایم باز گو کن ،حرفی نزد و فقط گفت ک بهتر است که شما هم همراه ما شوید و با من به جبهه بیائید، چون این زندگی دنیوی و مادی ،ارزشی ندارد چون زندگی ما در این دنیا نیست ،نه دنیا را می خواهم و نه مالی از پدرم ،بلکه باید به جبهه بروم وبه فیض عظیم شهادت نائل گردم ،من خواهم رفت و عازم جبهه شد و به آرزویش رسید.
ثبت دیدگاه