خبر شهادت
راوی معصومه تسلیمی: وقتی ایشان شهید شده بود . خبر شهادتش را به شوهرم دادند . آن زمان من کمی مریض بودم ودر خانه بودم . شو هرم رفت بیرون از خانه ،من گفتم هر خبری هست ،کسی با من حرفی نمی زد و و چیزی نمی گفت . من اول فکر کردم پدرم حالش خراب است .رفتم دیدم ایشان در سلامت کامل هستند .وقتی از خانه بیرون آمدم دیدم بیرون شلوغ است بررسی کردم دیدم که شوهرم هم آنجا بود . او آمد به من گفت : چیزی نشده برادرت مجروح شده است و یک تیر خورده است من فهمیدم شهید شده است . و شروع کردم به گریه کردن بعد که پدرم از این موضوع مطلع شد.بدون اینکه تغییری در او به وجود آید آرام و زیر لب می گفت:انالله وانا الیه راجعون و می گفت ،بابا جان صبر داشته باشید . خدا این طور خواسته است تا به این سن برسد و افتخار ما باشد .از علی اکبر امام حسین (ع) که بالاتر نبوده است .
ثبت دیدگاه