شناسه: 292776

عشق به جهاد

به روایت از محمدتقی پور آزاد : مرتبه اوّلی که به جبهه رفت بعد از مدتی به مرخصی آمد به او گفتم: به جبهه نرود او با حالت خضوع شروع به گریه کرد و گفت: نمی دانید که صدام در وطن ما چه فجایعی را بوجود آورده است اگر شما یکبار به جبهه بروید به من نخواهید گفت: نرو و از عزیمت من ممانعت نمی کنید چرا شما و برادرهایم به جبهه نمی روید؟ از من تقاضا کرد دیگر هیچگاه از اعزام او جلوگیری نکنم و رفت و باز نگشت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه