شناسه: 293569

خبر شهادت

به روایت از خدیجه بیگم حسینی : من با زنان همسایه بیرون نشسته بودم دیدم یک ماشین زرد رنگ آمد جلوی درب حیاط ایستاد. یکی از آشنایان ماهم داخل ماشین بود آمد پائین سلام و احوال پرسی کرد، دیدم رنگش پریده است گفتم چی شده؟ گفت بیا توی ماشین نشستم داخل ماشین رک و راست بدون هیچ مقدمه گفت : علی شهید شده پرسیدم کجا؟ گفت در دوره آموزشی نظامی تیری رها شده و او به شهادت رسید. ما به بزنگان آمدیم خدا شاهد است وقتی جنازه علی را از سردخانه بیرون آوردند و درون تابوت گذاشتند ، تابوت خود به خود جلو می رفت ، اصلا انگار پرواز می کرد مثل اینکه کسی تابوت را نگه داشته بود همه می گفتند : خوش به سعادت علی چقدر راحت تابوتش جلو می رود .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه