خواب و رویای دیگران در مورد شهید
به روایت از برات برزگران : یک شب در خواب دیدم که با پدرمک به مکّه و بیت ا... الحرام مشرّف شدیم . در کنار خانة خدا صفی از رزمندگان را دیدم و در بین آنها برادر شهیدم حسین را دیدم که پرچم سبز رنگی که روی آن نوشته بود لا اله الّا ا... محمّد رسول ا... بر دوش دارد ، من جلو رفتم و دست او را گرفتم و گفتم : حسین تو اینجا چکار می کنی ؟ گفت : من با جمعی از رزمندگان به اینجا اعزام شده ایم ، گفتم : بیا برویم که مادر منتظر توست . گفت : فعلاً اجازه ندارم . بعداً مرخّصی می گیرم و می آیم که در این حین از خواب بیدار شدم .
ثبت دیدگاه