شناسه: 294346

اولین اعزام

به روایت از غلامرضا برزگر : به خاطر دارم روزی که برای اولین بار فرزندم حسن می خواست به جبهه برود، مادرش رو به شهید کرد و گفت: پسرم نرو، شما بچه کوچک داری و باید از زن و بچه ات مراقبت کنی. اما شهید گفت: نه مادر، من باید بر جبهه بروم، زن و بچه، ناموس ما دست دشمن است آن موقع من به جبهه نروم؟ این دینی است که به گردن من است باید انجامش بدهم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه