خواب و رویا در مورد شهید
قبل از مراسم هفتمین شب شهادت قربان محمد او را در خواب دیدم که با لباس سربازی آمده به دیدن من من گفتم : برادر جان شما کجا هستی ؟ خیلی وقت است که از شما خبری ندارم . گفت : خواهر جان ناراحت نباش من همین اطراف هستم و این روزها وقت استراحتم فرا رسیده و همیشه به گردش وتفریح می روم . بعد بلافاصله از خواب بیدارشدم و به خاطراینکه درمکان خوبی قرار دارد خداوند راشکر نمودم.
ثبت دیدگاه