عشق به شهادت
قسمتی از زندگینامه شهید:
برای شناسایی رفته بود نوک خاکریز؛ اما آنچه میدید، پیکرهای خونین همرزمانش بود. آنان که ساعاتی قبل در کنارش میجنگیدند. از دیدن این منظره سخت متأثر شده بود که ناگاه گلولۀ توپی در خاکریز فرو رفت و موج آن انفجار مهیب، عبدالحسین را به گوشهای پرتاب کرد. زخمی شده بود. منتقلش کردند به بیمارستان، اما زمان زیادی نگذشت که از آنجا فرار کرد. نمیتوانست آرام بنشیند و به یاد آورد جانفشانی عزیزان همرزمش را. اصلاً آرامش با روح بیقرارش سرِ ناسازگاری داشت. او بود و خدای خود و عشقی که به شهادت داشت.
ثبت دیدگاه