خاطرات شناسه: 295514 ۱۴۰۰-۱۲-۲۱ ۰۲:۲۴ 0 دیدگاه کربلا به نقل از خواهر شهید: آمده بود براي خداحافظي. گفت: «ميخواهم بروم خرمشهر و راه کربلا را باز کنم.» گفتم: «داداش! کاري کن با پاي خودت بروي کربلا.» منظورم اين بود که زنده باشي و بروي. در جوابم گفت: «فرقي نميکند.»
ثبت دیدگاه