شناسه: 296599

ایثار و فداکاری

به روایت از اقلیمی : در تهران مشغول کار بنایی بودیم که یک روز آهن رها شد و روی پایم افتاد و قاسم با فداکاری فراوان مرا به چند بیمارستان برد . تا اینکه بالاخره در بیمارستان صدیقه رضایی تهران از پایم عکس گرفتهن و بخیه زدند و اگر فداکاری قاسم نبود پایم را قطع می کردندد. من می خواستم از معمار شکایت کنم که با مخالفت قاسم روبه رو شدم و گفت: او هم مثل ما یک کارگر است و شکایت نکردیم . بعد از اینکه به روستا آمدیم قاسم بنایی یادگرفته بود . در مسجد بنایی می کرد و مزد نمی گرفت در حالیکه خانواده مستضعفی بودیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه