خواب و رویای دیگران در مورد شهید 2
به روایت از اصغر امامی نیا : یکشب خواب دیدم همراه دو برادرم درجبهه ام عراقی ها به ما حمله کردند من پشت سر برادرانم پنهام شدم حسین به من گفت : برگرد عقب من گفتم : فقط با شما برمی گردم ویکی از آن عراقی ها خاک به چشمانم پاشید و من کور شدم در این زمان ازخواب بیدار شدم و گفتم : حتماً هر دوبرادرم شهید شدند که همین طور هم شد .
ثبت دیدگاه