خبرشهادت
به روایتربابه تقوی : روز قبل از اینکه خرمشهر را بگیرند خبر آوردند که بیایید مخابرات که حسن می خواهد زنگ بزند من و خواهرش با هم رفتیم وقتی که زنگ زد به او گفتیم چرا نمی آیی الان 3/5 ماه که تو رفتی و همه دوستانت آمدن مرخصی ولی تو هنوز نیامده ای گفت :تا دو سه روز دیگر می آیم که صبح روز بعدش فهمیدم که خرمشهر را گرفته اند و ما هر چه به سپاه مراجعه کردیم که بفهمیم به سر حسن چه آمده است خبری نشد و آنها می گفتند که موقعیت آنجا خطرناک است و هیچ کس نمی تواند برود جلو تا ببیند چه شده است ولی برادرش گفته بودند که عده ای با هم رفتند داخل یک دره و دیگر هیچ خبری از آنها نشده است بعد از مدتی از طرف سپاه آمدند و او را شهید اعلام کردند و ما دیگر او را ندیدیم حتی جنازه او را هم ندیدیم.
ثبت دیدگاه