شناسه: 298139

تولد و کودکي

راوی محمد حسن احمدی: فرزندم محمد رضا چهار ماهه بود که یکشب مادرش خواب می بیند که یکی از زنان همسایه آمده است و طلب یک عدد نان کرده. وقتی نان را گرفت برای بدرقه اش تا درب منزل می رود آن همسایه رو به همسرم می کند و می گوید بیا که امام زمان (ع) شبها در آسمان بالای خانه تان است. بیرون آمد و دید که یک آقا سید نورانی ایستاده و به او گفت باید این امانتی را که دربغل داری (محمد رضا) را خوب تربیت کنی و به نحوه شایسته تحویل بدهید تا اینکه فرزندمان محمد رضا به جبهه اعزام می شود و به فیض عظیم و والای شهادت در راه خدا نائل می آید و عاقبت هم امام زمان (عج) او را با خود برد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه