عشق شهادت
راوی حسن شوریده: شهید سعید درآخرین اعزامش در حین خداحافظی در جمع خانواده خنده ای کرد و گفت : ببینید دیگر جوان خوبی شده ام گمان میکنم که خدا قبولم کند. انشا ا... عمودی می روم و افقی بر می گردم . همه خنده ای کردیم و سپس من گفتم : سعید این دیگر چه رمزی است که مطرح می کنید؟! گفت : مگر شهید شدن کار بری است ؟!من عاشق خدایم و اگر خدا مرا بخواهد دوست دارم این بار شهید برگردم ولی در تشییع جنازه گریه زاری نکنید که دشمنان خوشحال شوند و در ثانی روحیه خانواده دیگر تضعیف شده و شاید از رفتن فرزندشان به جبهه ممانعت کنند . تنها آرزوی من همین است وصیت نامه را نوشته و آماده کرده ام .
ثبت دیدگاه