شناسه: 299350

خاطرات جنگي

راوی اصغر آقا بیگی: به خاطر دارم یک روز که پدر شهیدم مختار آقابیگی از جبهه به مرخصی آمده بود ، دیدم یک صفحه روز نامه در دست دارد که آن را به من نشان داد و گفت : این عکس را می شناسی ، من نگاه کردم دیدم بله عکس پدرم است که با حالتی تهاجمی ، اسلحه ای در دست گرفت و کلاه آهنی و کلیه تجهیزات جنگی آماده از سنگر بیرون ایستاده است و یک جمله بسیار جالب در زیر عکس نوشته شده بود به این مضمون ( اگر چه به ظاهر پیری، اما قدرت دهها جوان را داری از سنگر بیرون آی و بر خصم زبون بتاز که پیروزی نزدیک است) پدرم گفت : من اصلا متوجه نشدم که این عکس چه وقتی گرفته شده است ، فقط روزی که می خواستم به بیایم فرمانده ام این تکه صفحه روزنامه را به من داد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه