شناسه: 300569

لحظه و نحوه شهادت

در تنگه چزابه یک شب که پست نگهبانی پسرم نظر علی به پایان می رسد ، نوبت به پیرمردی از دسته شان می شود که سر پست برود . آن پیرمرد می گوید من می ترسم .ونظر علی برای تقویت روحیه ی آن پیرمرد به پیش او می رود که بر اثر اصابت یک تیر به ناحیه ی سرش به شهادت می رسد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه