توکل به خداوند
راوی سید محمد بهشتیان: یک روز زمانی که دانشگاه تهران درس می خواندیم به اتفاق آقای نیازمند دو نفری راه افتادیم و به کوه رفتیم. اتفاقاً هوا خیلی سرد بود برف زیادی آمده بود مه هم بود ما تو کوه گم شدیم طوری بود که ما با آقای نیازمند که داشتیم می رفتیم در فاصله یک متری با اینکه روز هم بود همدیگر را نمی دیدیم به لحاظ مه رقیق یک ساعتی خلاصه سرگردان بودیم و می دانید که توی کوه هم آدم زود از بین می رود و به لحاظ سرما و مشکلات ولی با توکل بر خدا کم کم مه برطرف شد و ما راه را پیدا کردیم.
ثبت دیدگاه