پيش بيني شهادت
راوی فخران اسماعیلی: برای آخرین باری که دوستم محمد نوریانی به جبهه می خواست برود. من هم در خانه شان حضور داشتم. ایشان رو کرد به مادرش و گفت: مادر جان این دفعه ی آخری است که مرا می بینی چون من دیگر برنمی گردم. از شما حلالیت می خواهم و به پدر بگو که برای من گریه نکند و صبر داشته باشد و شما هم همانند زینب(س) عمل کنید و برای من گریه نکنید چون من ناراحت می شوم و آن روز از مادرش حلالیت طلبید و خداحافظی کرد و رفت و دیگر برنگشت و به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.
ثبت دیدگاه