عشق به جهاد
زمانى که برادرم حسن دفترچه نمرات اعزام به خدمت گرفت تاریخ شروع خدمتش براى پنج دى ماه بعدخورده بود اما ایشان از شوقى که براى رفتن به جبهه داشت مىخواست زودتر برود. مادرم علاقه زیادى به او داشت و به او مىگفت تو که تاریخ اعزامت پنج شش ماه دیگر است صبر کن همان موقع برو اما او مىگفت: مادر جان این یک وظیفه سرعى است و امام گفته است و باید زودتر بروم. تا اینکه موفق شد از طریق بسیج به جبهه اعزام شود و در منطقه بستان در همان بار اول که به منطقه رفته بود به درجه رفیع شهادت نائل گردد.
ثبت دیدگاه