شناسه: 303539

اعتقاد به ولايت

راوی جواد مختاری : بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به فرمان حضرت امام خمینی خواستند کشاورزی را رونق دهند برادرم محمد حسین به فرمان رهبرش لبیک گفت و به اتفاق 4 تن از دوستانش یک چاه موتور در اطراف تربت گرفتند و شروع به کشاورزی نمود و گفت: من می خواهم کار کشاورزی را ادامه دهم. تا اینکه با شروع شدن جنگ تحمیلی به سرکردگی آمریکای جنایتکار و کشور بعثی عراق. دیگر شهید طاقت نیاورد و سهم چاه خود را به دوستانش واگذار کرد و به خانه آمد و به پدرم گفت که من سهمیه چاهم را فروخته ام و می خواهم به جبهه بروم. پدرم مانعش شد و گفت: حالا شما کشاورزی می کنید این خودش از نظر اقتصادی یک جبهه است. نرو و بمان. گفت: من حالا خودم را برای جبهه رفتن آماده کرده ام و باید در جبهه خدمت کنم. روز بعد جهت ثبت نام و اعزام به جبهه به بسیج رفت و بعد از ثبت نام که برگشت گفت: جواد من 2 یا 3 روز دیگر به جبهه میروم و می دانم که در این راه برگشتی نیست و شهید می شوم. و نیز گفت: من آن پولی را که از سهمیه آب چاه داشتم را در حسابم گذاشته ام می خواهم بعد از شهادتم آنها را برای مجلس ختم خرج کنی که دشمنان انقلاب خوار شوند. ایشان به جبهه اعزام شد و تا اینکه در تاریخ 1360/9/19 توسط عوامل دموکرات درشهر سقز مورد شناسایی قرار می گیرد و در درگیری خیابانی به فیض عظیم شهادت نائل می گردد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه