بدون عنوان
در جریان تظاهرات ۱۹ محرم ۱۳۵۷ تیر خلاصی را بر پیکر رژیم شاهنشاهی شلیک کرد. اجرای طرح انقلابی او، آنقدر محیط را برای شاه ناامن کرد که رفتن را بر ماندن ترجیح داد. گارد شاهنشاهی که کار حفاظت از جان شاه را به عهده داشت، دیگر قابل اعتماد نبود و جا پای عناصر انقلابی در آن به چشم میخورد. ساعت ۲۰:۱۳ بعد از ظهر، ناهارخوری پادگان لویزان، مملو از افسرانی بود که مشغول صرف ناهار بودند، و همه انتظار میکشیدند ارتشبد اذهاری از راه رسیده و دستور حمله به مردم را صادر کند. کلاهدوز هم آرام و با اطمینان، مشغول صرف غذا بود. او تنها کسی بود که میدانست چند دقیقه بعد، این سالن شاهد چه اتفاقی خواهد بود. جلالالدین امیرعابد سرباز اسلحه خانه، با مسلسل وارد شد و اسماعیل سلامتبخش از در مقابل و حسنزاده هم از پلههای سالن پایین آمدند. همه با این تصور که اذهاری آمده، به پا خاستند. دستها بر روی ماشه رفت و در عرض چند دقیقه، ۷۰ نفر از افسران گارد شاهنشاهی به هلاکت رسیدند. کلاهدوز خود را پشت میز پنهان کرد و بعد از پایان شلیکها به محوطه رفت، خود را به تانکی رسانید و مانور داد. همه او را دیدند و در نتیجه کسی به او مظنون نشد. ۳ سرباز فداکار به شهادت رسیدند؛ اما مبارزه همچنان ادامه داشت
ثبت دیدگاه