تدبیر نظامی و مدیریت
به روایت ازمحمد قاضی : یادم هست در آن مقطعی که عملیات انجام شد برای شناسایی رفته بودیم به سنگر های دشمن که ببینیم اگر ابزار جنگی و چیزی دارند برداریم و شرایط را به هر حال تثبیت بکنیم . در همان زمان یکی از هلی کوپترهای دشمن حرکت کرده بود و به سمت ما می آمد جواد که همراه ما بود گفتش که خودمان را سریع داخل سنگر بکشیم چون این قصد زدن ما را دارد و به فاصله 50 متری ما ایستاده و کاملا مرا در تیر رس خودش قرار داده یادم هست بچه ها به داخل سنگر هدایت شدند . آخرین نفر من بودم که می خواستم داخل سنگر هدایت شدند . آخرین نفر من بودم که می خواستم داخل سنگر بروم . یک نیم نگاهی به سمت هلی کوپتر کردم که ببینم عکس العملی نشان می دهد یا نه . در همین حین یک موشک شلیک کرد به سمت سنگری که بچه ها بودند . موشک را روی هوا مشاهده کردیم و گفتیم : دیگر تمام شد خوب موشکها تاو و دراگون حالت خاصی دارد و کنترل شده است . از راه دور کنترل می شود حالا نمی دانم در آن موقع چه شد موشک به همین نزدیکی های ما که رسید بین هوا منفجر شد بدون اینکه به سنگر اصابت بکند . آن هلی کوپتر هم به هر حال رفت .
ثبت دیدگاه