عشق شهادت
به روایت از محمدرضا محمدی : بار دومی که آقای عصاریان از جبهه برگشت پدرشان به خاطر سلامتی ایشان گوساله ای ذبح کرد و گوشتش را بین مردم تقسیم کرد از این که ایشان به سلامت برگشته بود خیلی خوشحال بودیم ابوالقاسم گفت : چرا شما این قدر خوشحال هستید اگر من شهید می شدم شما باید خوشحال می شدید و برای شهادت من قربانی می کردید.
ثبت دیدگاه