شجاعت و شهامت
راوی محمد تقی امان پور: شبی دو تا لودر کاوازاکی دشمن به خط آمده بودند و مشغول بودند ما آب ول کردیم و به دلیل زمین منطقه لودرها در گل فرو رفتند و دشمن آنها را رها کرد و عقب نشست این دو لودر بین دو خط مانده بودند. کسی هم نمی توانست برود و آنها را بیرون بیاورد. عراقی ها منتظر بودند که ما عقب برویم آنان بیایند و لودر ها را بکشند بیرون و ببرند ما هم منتظر بودیم دشمن عقب برود که ما آنها را بیاوریم تا این که یک شب آقای طرح چی تدارک دید که برود و این لودر ها را بیاورد لذا یک بولدوزر و یک سیم بکسل و دیگر امکانات مورد نیاز را برداشت و به اتفاق دو نفر رفتند و خودش را به لودر ها رساند. ابتدا تخته هایی را که با خود برده بود زیر لودر ها گذاشت و سیم بکسل هم وصل کرد و به راننده ی بولدوزر گفت: من می روم روی لودر وقتی دیدی من استارت زدم و از دهانه ی لودر آتش بیرون آمد ـ چون شب بود قابل دیدن بود ـ لودر را بکش بیرون. کاری بسیار سخت بود که کسی برود روی لودری بنشیند که تا خط دشمن خیلی فاصله ندارد و می شود پیشانیش را با سیمینوف هدف گرفت. بالاخره هر طوری بود آقای طرح چی دو تا لودر کاوازاکی عراقی را کشید بیرون و به عقب منتقل کرد و به کار گرفت. هر چند عراقی ها وقتی متوجه این قضیه شدند با خمپاره شروع کردند به تیراندازی اما آقای طرح چی با ویراژ رفتن توانست لودر ها را عقب بیاورد.
ثبت دیدگاه