خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی کبری امیری: از فرزندم علی مدت زیادی بود که خبر نداشتم فقط دوستانش می گفتند مفقود است تا اینکه یک روز یک پلاک و مقداری وسایل فرزندم را آوردند و گفتند فرزندت در تهران بهشت زهرا (س)در قطعه 72 تن دفن است شب خواب دیدم فرزندم علی آمده ودر خانه خوابیده و یک زن به همراه فرزندش کنارش نشسته اند از خواب بیدار شد و گفت مرا می شناسی گفتم : تو بچه گم شده ام نیستی گفت : چرا مادر جان من علی تو هستم پرسیدم کجا بودی گفت : کربلا و از آنجا آمده ام از شما خبر بگیرم مادر جان منزل من کربلاست و برایم غصه نخور و گریه نکن من سه وقت نماز جماعت در حرم امام حسین (ع)می خوانم خداوند را شکر کن و دستهایت را به سویش بلند کن تا دستهایم را بلند کردم از خواب بیدار شدم .
ثبت دیدگاه