شناسه: 308809

خبر شهادت

هنگامى که برادران بنیاد نامه‏اى براى ما آوردند و براى ما صحبت کردند که محمد مجروخ شده و از ما مى‏خواستند که به نیشابور برویم، هر دو فهمیدیم که محمد شهید شده است. تنها صحبتى که کردم، گفتم: رضایم به رضاى خدا. دلم مى‏سوخت اما زیاد ناراحتى نکردم. حتى مادر و خواهر و برادر شهید را دلدارى مى‏دادم. مى‏گفتم: خدا به ما امانتى داده و حالا از ما گرفته است. شما نباید اجر و عزت خود را در مقابل خدا کم کنید. بعد از تشییع در هنگام دفن خواستم صورت پسرمان را براى آخرین بار ببینم وقتى که چهره آرام شهید را دیدم دلم آرام گرفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه