شناسه: 311673

حساسیت به افکار و عقاید التقاطی و انحرافی

اعتقاد داشت تا وقتی کسی مبنای اعتقادیش درست نباشد، حضورش در مباحث سیاسی ممکن است او را به انحراف بکشد. مثل مجاهدین خلق که به عنوان یک گروه سیاسی تغییر ایدئولوژیک دادند و مارکسیست شدند.
شاید بتوان گفت که شهید دیالمه از حیث خط فکری، رویکردها و شیوه مبارزاتی مثل شهید مطهری و استاد مصباح یزدی می‌اندیشید و پرداختن به مباحث فکری و اصلاح عقاید و باورهای مبارزان را اولویت جدی مبارزات انقلابی خود می‌دانست. البته مشابهت‌های دیگری می‌توان بین این سه یافت که هر سه به کارهای فکری و مبنایی اعتقاد داشتند؛ برای رفع نیازهای عقیدتی مخاطبان ـ به ویژه مخاطبان جوان ـ بسیار اهمیت قائل بودند و برای این قشر خیلی وقت می‌گذاشتند؛ منتقد شدید افکار التقاطی و اندیشه‌های انحرافی بودند و اهل تعارف و احتیاط و محافظه‌کاری در این زمینه نبودند. شعارها و آثار مکتوب سازمان‌ مجاهدین خلق و دکتر شریعتی را که در آن زمان مورد استقبال زیادی از جامعه دینی قرار گرفته بود را با معیارهای دینی و مکتبی می‌سنجیدند و ملاحظه ای در عیان کردن مخالفت‌هایشان نداشتند.
از آن‌جایی که شهید دیالمه به مباحث نظری و عقیدتی تعلق خاطر ویژه‌ای داشت، بیشتر پیش‌بینی‌هایش درباره انحراف شخصیت‌های مختلف تا امروز ثابت شده است. بنی‌صدر، آقای منتظری، سروش و میرحسین موسوی و... سال ۱۳۵۹ درباره اینها صحبت کرده بود و انحرافاتشان را تذکر داده بود. مثلاً هنوز مهندس موسوی نخست‌وزیر نشده بود. می‌گفت نباید رئیس دولت با افکار ایشان سرکار بیاید. انتقادش هم‌فکری بود. می‌گفت در کتاب فاجعه‌نامه سیاسی ـ اجتماعی‌اش که به نام «حسین رهجو» چاپ شده، این اشکالات فکری وجود دارد. یا دو ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری از او درباره انتخابات ریاست جمهوری پرسیدند، گفت: انتخاب آقای ابوالحسن بنی‌صدر به ریاست جمهوری فاجعه خواهد داشت
یا در دانشکده پزشکی دانشگاه مشهد گفت: ریاست جمهوری بنی‌صدر برای اسلام و انقلاب اسلامی ما یک فاجعه است؛ چرا که به ولایت فقیه، سر سوزنی اعتقاد نداشت و همین امر باعث می‌گردد که نهایتاً در مقابل امام ایستاده و مشکلات عظیمی را ایجاد نماید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه