شناسه: 313056

دستگیری از ضعیفان

یادم است یک بار برای پسرم دو عدد تخم مرغ پختم .پسرم گفت : مادرچرا دو تخم مرغ پخته ای گفتم : پسرم برای تو درست کرده ام گفت : مادر یکی برای من کافی است یکی دیگر را به مستمندان بده گفتم : مهدی مستحق از کجا پیدا کنم ؟ گفت : من خودم به مستحق می دهم و سپس یکی از تخم مرغ ها را برداشت و از منرل خارج شد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه