عشق به جهاد 1
به روایت از حسن حسن زاده : در خصوص ازدواج ایشان شهر به روستا آمد و گفت : اگر صلاح می دانید من زن بگیرم اما قبل از من باید برادرم حسین ازدواج کند و برای او دختر عمو را می گیریم که من گفتم : اول تو باید ازدواج کنی . او گفت : من چون در سپاه هستم و در حال ماموریت دوست دارم اول عروسی تو را ببینم . مطلب بعدی این که ایشان عازم جبهه بود و چون نامزد داشت بنده به مسئول وقت مراجعه کرده وگفتم : به جای ایشان میروم و او قبول کرد در نتیجه شهید بسیار ناراحت شده و فرمودند کار بدی کردی و همواره می گفت : من می روم و شهید می شوم و در نامه ها به همسرش نیز این مطلب را ذکر کرده و در نهایت به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه