خاطرات جنگی
به روایت از سیدعلی ابراهیمی : در طی یک عملیات در تنگه حاجیان درگیری شدیدی ادامه داشت وقتی شب فرا رسید چون سنگر ما از مزدوران عراقی فاصله ای نداشت چند تا از آنها راه را گم کرده و به طرف سنگر ما می آمدند برادر خویی که عربی می توانست صحبت کند به آنها گفت از این طرف بیایید و آنها دنبال صدا را گرفتند و به ما که نزدیک شدند آنها را مجبور به تسلیم کردیم. وقتی آنها را به داخل سنگر آوردیم برادر خویی با عربی از آنها علت جنگ کردن با ما را پرسید آنها می گفتند که صدام ما را به زور مجبور کرده تا با شما بجنگیم.
ثبت دیدگاه