شناسه: 315014

خبر شهادت

زمانیکه محمد شهید شده بود یکی از همسایه هایمان جزو نیروهای ایشان بود و از شهادت محمد مطلع بوده که پس از عملیات زمانیکه برای مرخصی به مشهد می آید ما برای اطلاع از احوال محمد به دیدن ایشان که همسایه روبروی ما بودند رفتیم و من از ایشان پرسیدم که شما در آنجا محمد آقا را دیدید؟ ولی این بنده خدا چیزی نگفت. ولی در عوض به دایی ما که همسایه مان هم می شد به نحوی گوشزد کرده بود که محمد شهید شده است. در همان زمان شهادت محمد هم اتفاقاً برادر ایشان چونکه در دانشگاه تهران قبول شده بود به تهران رفته بود. من در گوشه و کنار جستجو کردم و یکی دیگر از نیروهای ایشان را پیدا کردیم و متوجه شدیم که محمد شهید شده است. بنابراین به قسمت تعاون سپاه رفتیم که پس از چند روز رفت و آمد به ما گفتند ایشان مفقود هستند و به ما جواب درستی ندادند. به همین دلیل ما به اهواز تماس گرفتیم که به ما گفتند ما همچین کسی را در اینجا نداریم. من گفتم: خوب چطور می شود یک نفر فرمانده گردان باشد و حدوداً چهارماه در جبهه باشد ولی شما ایشان را نشناسید. در هر حال از تلفن اهواز هم به نتیجه ای نرسیدیم ولی از طریق بعضی از نیروهای ایشان که به مشهد آمده بودند فهمیدیم که شهید شده است. بنابراین دو مرتبه به تعاون سپاه رفتیم که در انجا گفتند: ایشان مفقود هستند ولی ما چند نفر را به منطقه اعزام می کنیم که در مورد وضعیت محمد تحقیق کنند. پس از هفت الی هشت روز که از طرف تعاون برای تحقیق رفته بودند برای ما خبر آوردند و گفتند که طبق شواهد موجود ایشان احتمالاً شهید شدده اند و بین نیروهای خودی و نیروهای عراقی گیر افتاده است. به همین دلیل نمی توانند ایشانرا به عقب منتقل کنند. من زمانیکه این خبر را آوردند وضو گرفتم و به حرم امام رضا (ع) رفتم و زیارتنامه خواندم وچونکه دلمان هم خیلی گرفته بود یک مقداری گریه کردم و از امام رضا (ع) خواستم که محمد اگر شهید هم شده فقط جنازه اش را برای ما بیاورند که ما نگرانت نباشیم چونکه در هر حال شهادت میراث ماست ولی در هر حال جنازه ایشان برای ما بیاید. من این را از امام رضا (ع) خواستم و دو رکعت نماز زیارت خواندم و به منزل رفتم آمدم که شب در عالم رویا دیدم جنازه محمد را آورده اند و در بیمارستان قائم است و یک چهره روشن و نورانی دارد و صورتش هم زخم است و تا این را دیدم از خواب پریدم که وقتی حتی جنازه سید محمد آمد دیدم که دقیقاً همانطوری است که من ایشان را در خواب دیده ام. با یک چهره نورانی و صورت زخمی است. جنازه سید محمد را حدوداً سه ماه پس از شهادتش و قبل از عملیات فتح المبین آوردند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه