شناسه: 315015

خبر شهادت

من دقیقاً به یاد دارم که حدوداً ساعت 11 بود که به ما اطلاع دادند پیکر محمد را به مشهد آورده اند. در آن زمان مادر محمد به شهرستان فریمان رفته بود که از خواهرم خبری بگیرد. برادر محمد هم به جهت درسهای دانشگاهی در تهران بود. به همین دلیل من تنها بودم با برادرم تماس گرفتم و به همراه برادرم به بیمارستان امام رضا (ع) رفتیم که در آنجا به ما گفتند محمد اینجا نیست بلکه در بیمارستان قائم است. ما قبل از اینکه به بیمارستان قائم برویم گفتیم بهتر است که اول برادر ایشان را که در تهران هستند در جریان بگذاریم که هرچه سریعتر خودشان را به مشهد برسانند. اتفاقاً ایشان هم موفق شده بودند در همان شب بلیط هواپیما تهیه کنند و با هواپیما به مشهد بیایند. پس از تماس با برادر محمد به همراه برادرم به بیمارستان قائم رفتیم و دیدیم که چند نفر دیگر از شهدا هم هستند. روی جنازه ها را باز کردیم تا محمد را پیدا کردیم تا محمد را پیدا کردیم و محمد را با همان لباسهای فرم و با همان صورت زخمی که من قبلاً در خواب دیده بودم رویت کردیم. در هر حال ما فردای آنروز محمد را تشییع کردیم که اتفاقاً خیلی هم شلوغ بود چونکه 42 نفر شهید را همزمان در مشهد تشییع کردند که تا آن زمان در مشهد این تعداد شهید همزمان بی سابقه بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه