تقید به مسائل شرعی
محمد زمانیکه در مغازه به پدرش کمک می کرد هر وقت می خواست الباقی پول خانمهای را که خرید کرده اند بدهد بر روی ظرفی می گذاشت تا خانمها خودشان پولشان را بر دارند که یک زمانی خدای نکرده به دست نامحرم نخورد.حتی یک روز پدر محمد برای ما تعریف می کرد و می گفت: یک خانمی از این کار محمد خیلی ناراحت شده بود و به محمد گفته بود که شما با این کارتان من را سگ خطاب کرده ای و به من توهین کرده اید اما زمانی که این خانم از نیت محمد با خبرمی شود قانع می شود که محمد منظور خاصی نداشته می رود.
ثبت دیدگاه