شناسه: 315202

توجه به تحصيل و علم آموزي

راوی زهره پشوتن : به خاطر دارم بعد از اینکه به مشهد آمدیم،بعد یکسال بود برادرم محسن به مادرم گفت: من می خواهم شبانه درس بخوانم هر چه مادرم صحبت کرد و گفت: نه، نمی خواهم به مدرسه شبانه بروی اما ایشان رفت، و در مدرسه ی شبانه ثبت نام کرد آن موقع سال سوم راهنمایی بود مدرسه ی آنها کوچک بود که مستخدم مدرسه از قضا یک دختر جوان داشت برادرم محسن می دید وقتی زنگ تفریح می شود معلم ها و ناظم زنگ را می زنند و بعد همگی داخل اتاق مستخدم می شوند و با آن دختر جوان با صدای بلند می خندند که ایشان ناراحت می شود بر می گردد پشت در و می گوید چه خبره، این جا مدرسه است یا خانه! جای تفریح و عیش و نوش شما، یکی است از معلمین از اتاق بیرون می آید با محسن برخورد می کند و خیلی محسن را کتک می زد همان جا مسئله اخراجش را به او گفتند که می خواهیم تو را از مدرسه اخراجت کنیم ولی برادرم محسن مطلقا در خانه حرفی در این مورد نزد.تا اینکه یکدفعه من مدرسه می رفتم در راه مدرسه یکی از دوستانش آمد و جلوی من را گرفت و گفت: ببخشید شما خواهر آقا محسن پشوتن هستید؟ گفتم بله گفت: من قصد مزاحمت ندارم به خدا من می دانم اگر محسن بداند من می خواهم با خواهرش حرف بزنم ناراحت می شود ولی دلم می سوزد که دیگر ایشان را به مدرسه راه نمی دهند و اخراجش کرده اند چون او درسهایش خوب است و حیف است کع او را از مدرسه اخراجش کنند. وقتی من این حرفها را شنیدم گفتم مگر چیزی شده است گفت: بله محسن دیشب پشت در مستخدم مدرسه چنین حرفی را زده است و یکی از معلمین او را تنبیه و قصد اخراجش را دارد و از لحاظی که ما معتقد بودیم هیچ وقت با نا محرم صحبت نکنیم من تند و سریع قدمهایم را برداشتم و رفتم.شب که محسن به خانه آمد از قرار معلوم او را به مدرسه راه نداده بودند و ایشان هیچ حرفی در این مورد در خانه نزد. که مادرم از او پرسید:چی شده چرا مدرسه نرفتی؟ چرا امروز صبح دوستت جلوی خواهرت را گرفته بود و حرفی در مورد اخراجت از مدرسه زده بود.ایشان گفتند: مامان من نمی توانم تو مدرسه ای که چنین مسائلی را انجام می دهند را ببینم و چیزی نگویم آنها می خواستند سوء استفاده کنند. تا اینکه مادرم به مدرسه اش رفت و توانست آنها را راضی کند. معلم و ناظم مدرسه گفته بودند فقط محسن آخر سال بیاید و امتحان نهایی اش را بدهد و دیگر مدرسه نیاید. ایشان هم آخر سال رفت و امتحانش را داد و فقط مدرکش را دادند و اتفاقا با نمره ی بالا و خوبی هم قبول شد و دیگر تحصیلش را ترک کرد و ادامه تحصیل نداد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه