شناسه: 317858

سرکوب

به نقل از دوست شهید:
از سال1342 به بعد اعتقادش این بود که باید مسلحانه مبارزه کنیم؛ اما هیچکس متوجه نمی‌شد که منظورش ابداً جنگ و خون‌ریزی نیست. او هیچ وقت جذب گروه‌های مجاهد، حزب ملل و ... نشد؛ چون آن‎ها را کاملاً می‌شناخت اما در عوض بسیار ماهرانه و حساب شده در ارتش نفوذ کرد. این کار او بسیاری مواقع چاره‌ساز بود. آن سال قرار بود افسران گارد به مردمی که برای مراسم تاسوعا و عاشورا می‌آیند حمله کنند. آن روز به همۀ افسران گارد، غذا و مشروب فراوان داده بودند و عمداً آن‎ها را مست کرده بودند که وجدان‎شان مانع از انجام کار نشود. از این طرف افسران وظیفه که از نفوذی‎های شهید آیت بودند، کمین کرده تا بعد از اینکه فرماندهان به غذا‎خوری می‎روند همه را به رگبار بندند.
من منزل شهید آیت بودم که تلفن زنگ خورد. جواب داد و گفت: «حالا یک نفس راحت می‎کشم.» گفتم: «قضیه چیست؟» گفت: «مسئله‌ای بود و الحمدلله تمام شد.» و قضیه را نگفت. بعد فهمیدم چه اتفاقی افتاده!!

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه