شناسه: 317859

خدا بهترین مکر کنندگان است

به نقل از شهید:
سعی می‎کردم در هر محلی که هستم ساواکی‌های آن محل را شناسایی کنم. دانشجویی بود که خیلی به من ارادت می‌ورزید و مرا با ماشینش این طرف و آن طرف می‌برد. می‌دانستم او چکاره است ولی به روی خودم نمی‌آوردم. یک روز با هم برای شنا به سد کرج رفتیم. در فرصتی که او برای یک لحظه زیر آب رفت دفترچه‌ای که در جیب لباسش بود را در آوردم، زیر سنگی گذاشتم و داخل آب برگشتم. بعد هم تا دو سه روز آن طرف‌ها نرفتم. بعداز دو سه روز رفتم و دفترچه را برداشتم و اسامی تعداد زیادی از ساواکی‌های دانشگاه را پیدا کردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه