شناسه: 318062

خاطرات بعد از مجروحيت

راوی زیاده سلطانی: خاطره ای که به یاد دارم این است که هنگام درگیری با اشرار و قاچاقچیان همسرم علی آسائی از ناحیه پا مجروح شده بود ایشان پایش را گچ نگرفت اما ایشان می گفت : اگر من پایم را ببندم دشمنان خوشحال می شوند و من نمی خواهم این طور شود ، شبها از درد پایش به خود می نالید ولی اصلا به روی خود نمی آورد تا اینکه بعد از مدتی پایش خوب شد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه