خواب و رویای دیگران درمورد شهید
به روایت زهرا آب:
سه شب از فوت مادرم گذشته بود که خواب دیدم در امامزاده ی کاخک هستیم و شانه ی مادرم را گرفته ام . در همین حال برارد شهیدم عباس آب آمد گفت : تا حالا شما از مادر مراقبت می کردی حالا دیگر مادر را به من بسپار و دیگر تو کاری نداشته باش .
ثبت دیدگاه