عشق به جهاد
وقتی به ایشان می گفتم: تو با این سن و سال کم چگونه می توانی با دشمن بجنگی و از او می خواستم که به جبهه نرود می گفت: مادر این فکرها را نکن انشاءا... که می توانم با دشمن بجنگم و اصلا من باید به جبهه بروم تا از اسلام و قرآن دفاع نمایم و به حدی خوشحال بود که اگر می گفتند تمام دنیا را به تو می دهیم ولی جبهه نرو ایشان قبول نمی کردند و به جبهه می رفتند.
ثبت دیدگاه