دوران تحصیل
به روایت از قنبر رضایی : یکی از همکلاسی های پسرم ابراهیم رضایی بعد از شهادت او تعریف می کرد که یک روز در سر کلاس وقتی معلم در حال درس دادن بود یکی از بچه ها عمل ناشایستی را انجام داد که باعث عصبانیت معلم شد و او فرد خاطی را خواست ولی هیچ کدام از بچه ها چیزی نگفتند و معلم گفت: حالا که هیچ کسی حرف نمی زند من همه کلاس را تنبیه می کنم . در همان لحظه ابراهیم از جا بلند شد و با اینکه او این کار را انجام نداده بود به خاطر اینکه بقیه بچه ها بی جهت تنبیه نشوند خود را خاطی معرفی کرد. معلم نیز با او برخورد محکمی انجام داد و یک سیلی محکم به او زد. از آن موضوع یک هفته گذشت و معلمان فهمید که کار زشت آن روز را ابراهیم انجام نداده است . او را صدا زد و از او معذرت خواهی نمود و صورتش را بوسید و به خاطر او خاطی اصلی را بخشید.
ثبت دیدگاه