خاطرات سیاسی
« در دوران انقلاب شبی دیر هنگام با لباسهای خونین به منزل آمد . مادرش گفت :چرا این کارها را می کنی ؟ عاقبت ترا می کشند . اما محمود در جواب مادر گفت : مادر جان نه تو لیاقت شهید دادن را داری و نه من سعادت شهید شدن را . »
« در دوران انقلاب شبی دیر هنگام با لباسهای خونین به منزل آمد . مادرش گفت :چرا این کارها را می کنی ؟ عاقبت ترا می کشند . اما محمود در جواب مادر گفت : مادر جان نه تو لیاقت شهید دادن را داری و نه من سعادت شهید شدن را . »
ثبت دیدگاه